تبليغاتX
شازده کوچولو - انسان مشروط
در جستجوی زمان از ياد رفته

متاسفانه بيننده داشتن، برای بسياری، نتايج هميشه مثبتی به دنبال ندارد. يکی از اين تاثيرات منفی، به نظر من، از دست دادن صداقت است که ترس ناشی از قضاوت ديگران می تواند دليلی برآن باشد. برای اينکه اينجا صادقانه آنچه که معتقدم را بنويسم، بر اين ترس و بسياری ترسهای ديگر بايد غلبه کنم. و اين را می گويم چون مدت خيلی کمی از زمانی می گذرد که من برای نخستين بار حقيقتآ درک کردم که راحت ترين کار حرف زدن و نسخه پيچيدن است. "عالم بی عمل مانند زنبوری است بی عسل." پيش از اين، اين گفته و خيلی های ديگر تو خالی و بديهی به نظرمی رسيدند. مطمئنم که زمان هويت حقيقی خيلی گفته های ديگر را برای من آشکار خواهد کرد.
هجده نوزده ساله که بودم، قضاوت ديگران به "تخمم" هم نبود. اساسآ اين بی خيالی ويزگی بود برای تمييزخود ازآن دورويی که "آدم بزرگ ها" در آن غلت می زدند. البته در روانشناسی و جامعه شناسی چنين طغيانی در نوجوان کاملآ طبيعی و شرطی بر "سلامت" روانی است و من هم با تمام سعي ام دراينکه در آن "سرکشی و عدم تبعيت از قوانين" خاص بوده باشم، به سادگی از قوانين روانشناسی تبعيت می کردم و بس! بايد اقرار کنم که از اين موضوع هيچ خوشحال نيستم.
آخر چرا انسان هر لنگ و لقدی هم که بندازد باز مشروط است به "انسان بودن" و به نتيجهَ تمام آنچه که روان و بدن او را در دوران متحول کرده است؟ (evolutionary biology/psychology )
دوست دارم حقيقتآ کسی مرا متقاعد کند که انسان کمتر از آنچه من در اين لحظه فکر می کنم مشروط است.علت اين متقاعد بودن من هم اينه که همون قواعد روان شناسی می گن که سن فعلی من زمان بيشترين تطابق با استاندارد هاست و خوب من هم می بينم که جدآ هم از هميشه بيشتر برام مهمّه که تصويیر "استاندارد" از خودم ارائه بدم و خلاصه اينکه...:
برام مهمه که بقيه چی بگن...چه جورم!! حالا بگذريم که فهم اين استاندارد ها برای ايرانی که ساکن ايتالياست و با دوست پسر آلمانيش زندگی می کند مثل شنا ياد گرفتن تو گردباده! (اين ضرب المثل آخر فکر کنم مال خودمه!)
بابا ما شنا ياد بگير اگر بوديم نبوديم!
نوشته شده توسط ليلی در ساعت 19:31 | لینک  |