جمعه سی و یکم شهریور 1385
از وقتی فمینیسم به یک حرکت منسجم تبدیل شد فقط حدود چهل سال می گذرد. در واقع آن نسلی از زنان که سالهای شصت و هفتاد در کشورهای صنعتی برای حقوق مدنی جنگید، خود جوانی اش را بدون این حقوق بدیهی سر کرده بود. پس با این حساب می شه گفت که دختران آنها، که همنسل من اند، اولین زنانی هستند که در کشورهای صنعتی، از بدو تولد، از حقوق اجتماعی برابر با مردان برقرار بوده اند. با این حال، در بهترین وضعیت، این دختران الگوهای زنانه ای داشته اند که هنوز به این حقوق عادت نکرده بوده و در نتیجه از اعتماد به نفس اجتمایی برخوردار نبوده اند. پس طبیعی است که این دختران هم که زیر دست این مادران و مادر بزرگانِ مورد تبعیض تربیت شده اند، هنوز ضعف های آنان را با خود یدک بکشند حتی اگر از لحاظ مدنی حالا حقوقی مساوی با مردان داشته باشند....
خوب... فهم این مساله زیاد هم نیاز به این همه مقدمه چینی و فرمول سازی نداشت....اما سوال اینه: چند نسل باید بگذرد تا اعتماد به نفس اجتماعی زنان درونی شود و خود را جدآ باور کنند؟ چند سال باید بگذرد تا این احساس تحقیر و تغبّن زنان را رها کند؟
نوشته شده توسط ليلی در ساعت 21:41 | لینک
|
