تبليغاتX
شازده کوچولو - طبقه بندی يک ايرانی بی معرفت در "غربت" (1)
در جستجوی زمان از ياد رفته

توضیح: این پست در نهايت به غير از شکهای خود من قصد جواب دادن به اين پست انار را هم دارد...اميدوارم!

***

چند روز پيش از دانشگاه برمي گشتم که يکي از بچه هاي ايروني را ديدم و با هم کمي گپ زديم، نميدوم چي شد که حرف به اونجايي کشيد که بهم بگه: "ايروني هاي اينجا چشم ديدن تو رو ندارن!"
...
چند سال قبل از اينکه بيام اينجا سفارت ايتاليا شروع کرده بود به ويزای دانشجويي دادن. کافي بود ديپلم داشته باشی و امتحان زبان ايتاليايی ازت مي گرفتن و اگه پاس ميکرديش مساله حل بود و بهت ويزا رو ميدادن. در کل ايراني هاي ايتاليا به نسبت خيلي از مهاجرين تعدادشون کمه ولي به نسبت سالهاي پيش در حال حاضر دانشجوهاي ايروني که با همين روش ميان خيلي زيادتر شدند. من هم يکی از اونها....
به هر حال از اين قضايا که بگذريم... اين کسي که اونروز به من اين خبر رو داد جزو انگشت شمار ايروني هاييه که من اينجا باهاشون سلام عليک دارم، اونهايي هم که باهاشون مراوده ايي ندارم همون هاي هستن که ظاهرآ چشم ديدنم رو ندارن و از ديد اونها آدم عوضي هستم و خودم رو خيلي ميگيرم!
خوب... من اين مدت خيلي به اين قضيه فکر کردم، يعني سعي کردم به خودم نقادانه نگاه کنم و ببينيم چرا من همچين حسي به اونها دادم( با علم به اينکه شايد از طرفي فقط ايراني ها نباشند که فکر مي کنند من آدم عوضي هستم! ولي خوب اينجا خوشبختانه فقط فعلآ بحث ايراني بودنه!)
اصولآ من، خوب يا بد، خودم را به اعنوان آدم "ناسيوناليستي" نميشناسم و به علاوه روزي که تصميم گرفتم از ايران برم هم ديگه جونم به لبم رسيده بود، (چراش هم خيلي مفصل تر از اين حرفهاست که من بخوام اينجا تو چند خط توضيح بدم، گرچه که راجع بهش نوشتم و خواهم نوشت.) با خودم فکر کردم شايد رفتار من که از اين احساسات نشات گرفته باعث اينه که ايروني هاي اينجا از من خوششون نياد؟ چون شايد اونها از من "توقع دارن" به عنوان يه "هم وطن" و "هم زبان" هواشون را بيشتر از بقيه داشته باشم؟ شايد توقع دارن که من دست کم بيشتر از بقيه که "مليت" ديگه ايي دارن، اونها و مشکلاتشون را درك کنم؟ يا بيشتر دست کمک به سمتشون دراز کنم؟ شايد توقع دارن که من هم مشکلاتم و دلتنگيهام را بيشتر از هر کسي با اونها در ميان بذارم؟ چون براي ما ايرانيها "بي معرفتي" گناه کبيره است و من هم شايد، بر اساس "معيار های ايرانی"، آدم بي معرفتي هستم؟ و در "مرام ايراني" شايد آدمي بس پوفيوز؟
همه اين ها شايد درست باشد ولي از طرفي، بدون احساسی در گير شدن، ماجرا برای من اينه که:
مهاجرت سخت است، دلتنگي دارد و تطبيق زباني و فرهنگي طول ميکشد، مخصوصآ اگر مهاجرت به علت مشکلات اقتصادي-اجتمايي باشه. اين بلا هم فقط سر ما ايرانی ها نيامده و هزار مثال از آن هست... يک نمونش موج مهاجران ايتاليايی به آمريکا در اواخر قرنه 19 و غيره و غيره. به هر حال در برابر اين سختی مهاجر برخورد های متفاوتی دارد. در کل، به نظر من، مهاجران را بر اساس اينکه چه رفتاری نسبت به "فرهنگ خودی-فرهنگ ميزبان"، در کشور ميزبان، پيشه کنند می توان به سه گروه عمده تقسيم کرد، که خوب خالی از ريسک های کلی "طبقه بندی " نيست اما در پست بعدی در مورد اين سه دسته می نويسم.

نوشته شده توسط ليلی بهبهانی در ساعت 17:17 | لینک  |