تبليغاتX
شازده کوچولو
در جستجوی زمان از ياد رفته

اسم کوکتلیست که به عنوان اشتها آور در ایتالیا زیاد نوشيدم. "منو" را نگاه نکرده همیشه همین را سفارش می دهم. روی کلمۀ "بیتر" تاکید می کنم: یعنی تلخ. اگر پیشخدمت یا بهتر است بگویم "بارمن" بخواهد به من حال بدهد، برشی هم پرتقال توسرخ در آن می اندازد، و یا مثل امروز که در جزیره "Elba" هستم، پرتقال و پوستش را هم در آن رنده می کند: امشب این پسرک پشت بار در بندر "marina di campo"خیلی خواسته که به من حال بدهد!
وقتی زنی و تنها در سفر، گویی همه با تو برخوردی متفاوت دارند. بی آنکه بدانی تمام نیروهای طبیعی و جنسی ات با تو همراه می شوند. اگر در کشور مردسالاری مثل ایتالیا هستی، مردان گویی همه مراقب تو هستند. رفتار آنها آمیخته ایست از برادری، لاس زدن و جبهه گرفتن، که البته پول برادریش را می پردازی! این کوکتل را ولی خوب می شناسم: از اینگونه برادران در ایران هم بسیار دارم....
تنها بودن زیباست. زن تنها بودن، در دنیای مردان، بسیار زیباست... می تواند باشد.
نوشته شده توسط ليلی در ساعت 16:21 | لینک  | 

به نظرم می آید مکثی پنج ساله کرده باشم. سفرم را دوباره از سر گرفته ام. سفری که شش سال پیش آغاز شده بود و یک سال طول کشیده بود و رهایش کرده بودم. حالا دوباره از سر می گیرمش، انگار نه انگار که سالهاست ماندگار بوده ام.
از رهايی دوباره ام خوشحالم و از رها کردن تمامی آنچه که بايد بر جا گذاشت و رفت غمگین، اما راهی جز جريان داشتن نیست و اگر نه رکود طولانی تمام و زلال ترین آبها را هم می گنداند.
نمی دانم در اين پنج سال چیزها چقدر در من درونی شده اند، ای کاش بسیار.... می ترسم، می ترسم در زمان جاری بودن تجربیات دوران سکون را از ياد ببرم و اشتباهاتم را تکرار کنم.
هر چه تجربیات آدمی خاص تر باشند، او تنهاتر است.
نوشته شده توسط ليلی در ساعت 15:47 | لینک  |